سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱
تحلیل ژئوپولتیک از جایگزینی اصطلاح «خاورمیانه» با اصطلاح «غرب آسیا» توسط رهبر شهید؛ و دلالتهای آن

حوزه/ انگیزه و هدف رهبر شهید، تغییر آن زاویۀ دید غربیگرایی با محوریت انگلیس و آمریکا بود که حتی بخش مهمی از اروپا را هم «دیگری» و نه «خودی» می انگاشته است تا از طرفی جهان را از محوریت آمریکا و انگلستان و در نتیجه تسلط دیدگاه امپریالیسم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان و وابستگی فکری و فرهنگی و سیاسی غرب آسیا به آن نگاه دید، بیرون آورد و پیام نفی استعمار و امپریالیسم به غرب یادشده بفرستد؛ و از طرف دیگر، اهداف و زیربناهای فکری غرب را به جوان معاصر مسلمان و ایرانی بیاموزد و نیز انگیزۀ خودباوری در جهان اسلام و کشور ایران بدمد.

خبرگزاری حوزه | پرسشی که این نوشتار در پی پاسخ به آن است، تحلیل اصطلاح «غرب آسیا» در موازنه با «خاور میانه» است و این پرسش در سه سوال فرعی به شرح زیر تبیین شده است:

تعبیر غرب آسیا را چه کسی به جای خاورمیانه ترویج کرد؟

اگر این منطقه خاور میانه است و چین و ژاپن خاور دور هستند، پس خاور نزدیک به کجا گفته می شود؟

تفاوت دو تعبیر «خاورمیانه میانه» و «غرب آسیا» چیست؟ و به بیان دیگر، تعبیر خاورمیانه چه اشکالی داشته و هدف از این جایگزینی چه بوده و چه پیامی داشته است؟

جهت ها چون شمال و جنوب و از جمله شرق و غرب، پدیده هایی نسبی هستند و بسته به آن است که زاویه دید شما که امروزه Pointe View نامیده می شود کجا باشد؟ اگر شما در ژاپن باشید، زاویۀ دید شما چنین است که چین برایتان غرب است و آمریکا شرق است؛ و اگر در ایران باشید، آمریکا برایتان غرب است و چین، شرق است.

با این مقدمۀ کوتاه اگر بخواهیم اصطلاح خاورمیانه را تحلیل کنیم، ابتدا باید معنای غرب (West) و سپس شرق در برابر آن روشن شود. اصطلاح غرب بیش از آنکه مفهومی جغرافیایی باشد، مفهومی ایدئولوژیک است.

در ژئوپولتیک معاصر، جهان غرب عبارت است از بخشی از نیمکره شمالی شامل اروپای غربی و آمریکا (لاتوشه، غربی سازی جهان، ص 47) یعنی این گفتمان که معمولاً کاپیتالیستی (سرمایه ‌داری) و مبتنی بر محوریت انگلستان و ایالات متحدۀ آمریکا است، اروپای شرقی را هم غرب نمی داند. اروپای شرقی، بلوک کمونیستی و وابسته به شوروی بوده که از نظر آمریکا و انگلستان، بلوک فلاکت و عقب ماندگی است.

آنا خود را جهان اول، و بلوک کومونیستی یعنی شوروی سابق و اروپای شرقی و متحدان آن را جهان دوم و امثال کشورهای خاور میانه را جهان سوم می نامیدند. همانطور که استوارت ‌هال گفته، غرب بدون وجود یک «دیگری» به حاشیه رانده شده هرگز نمی توانست به اوج برسد (مهدی زاده، 1392: 216- 217).

از نگاه چنین غربی که آمریکا و انگلستان باشد، سه منطقۀ ژئوپولیتیک در شرق انگلستان و آمریکا قرار دارد که از نگاه آنان، «دیگری» است:

اول: شرق نزدیکNear East)) که عبارت است از همان کشورهای عقب افتادۀ جهان دومی اروپا که وابسته به بلوک شرق هستند. برخی معتقدند کشورهای اطراف سواحل شرقی دریای مدیترانه که شامل سرزمین‌های شمال شرقی آفریقا، جنوب غربی آسیا و نیز شبه جزیره بالکان، نزدیک هستند؛ امااین اصطلاحی قدیمی است و مربوط به تقسیمات متاخر نیست و این مناطق نیز از نظر جغرافیایی، هم مدار با خاور میانه هستند.

دوم: شرق وسط (الشرق الاوسط = خاور میانه = Middle East) که همین کشورهای معروف هستند.

سوم: شرق دور Far East)): چین و کره و ...

شرق از منظر غربیان

همانطور که جان وستلیک گفته است، اینان معتقدند این بخش جهان متمدن نیست و از این رو حتما باید به کشورهای متمدن (به اصطلاح آنان) ملحق شود یا توسط آنان اشغال شود (اسکندری، شناخت استعمار، ص 64). به همین دلیل آنان مطالعات اجتماعات خود را جامعه شناسی (Sociology) مطالعات ملتهای شرقی و جهان سومی را مردم شناسی (Ethnology ) یعنی مطالعات اقوامی بدوی بدون فرهنگ و تمدن نامیده اند و این دفتر را هم معمولاً در وزارت امور خارجۀ خود تاسیس کرده اند یعنی مطالعاتی با هدف بهره کشی بیشتر از آن اقوام!!!

رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (رضوان الله تعالی علیه)، اولین متفکری بودند که با درک عمیق از نگاه و نگرش غربیان به شرق، یکی از بنیادهای مفهومی این نگاه و نگرش را به چالش کشیده و این اصطلاح سه گانۀ شرقی را هوشمندانه نقادی کرده و فرمودند:

من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیک، خاور میانه درست نیست. دور از کجا؟ از اروپا. نزدیک به کجا؟ به اروپا. یعنی مرکز دنیا اروپاست؛ هر جائی که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیکتر است، خاور نزدیک است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفی است که خود اروپائیها کردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا قاره ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ی ما اسمش منطقه‌ی غرب آسیاست، نه منطقه‌ی خاورمیانه.( سخنان رهبر شهید انقلاب در دهه قبل ؛ ۱۳۹۱/۰۵/۲۲) و اصرار ایشان سبب تغییر این نام در ادبیات صدا و سیما شد.

به نظر می رسد انگیزه و هدف رهبر شهید، تغییر آن زاویۀ دید غربیگرایی با محوریت انگلیس و آمریکا بود که حتی بخش مهمی از اروپا را هم «دیگری» و نه «خودی» می انگاشته است تا از طرفی جهان را از محوریت آمریکا و انگلستان و در نتیجه تسلط دیدگاه امپریالیسم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان و وابستگی فکری و فرهنگی و سیاسی غرب آسیا به آن نگاه دید، بیرون آورد و پیام نفی استعمار و امپریالیسم به غرب یادشده بفرستد؛ و از طرف دیگر، اهداف و زیربناهای فکری غرب را به جوان معاصر مسلمان و ابرانی بیاموزد و نیز انگیزۀ خودباوری در جهان اسلام و کشور ایران بدمد.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی همدانی؛ استاد حوزه و دانشگاه

منابع:

۱. بیانات رهبر شهید در دیدار اساتید دانشگاه‌ها- بیست و سوم رمضان المبارک ۱۴۳۳

۲. لاتوشه، سرز، غربی سازی جهان، مترججم: فرهاد مشتاق صفت، تهران: نشر سمت، چ اول، 1379ش.

۳. مهدی زاده، سید محمد، نظریه‌های رسانه: اندیشه‌های رایج و دیدگاه‌های انتقادی، همشهری، تهران، 1392، سوم.

۴. اسکندری، مصطفی، شناخت استعمار، نشر المصطفی، قم، چ اول، 1389ش.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha